عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 23 مهر 1394
بازدید : 1569
نویسنده : thef

از یارو میپرسن چند تا بچه داری ؟میگه چهار تا پسر .

اولی :دکتر

دومی:مهندس

سومی:خلبان

چهارمی:دزد

میگن چرا چهارمیو از خونه نمیندازی بیرون . . . 

میگه: همونه ک خرج خونه رو میده ،

بقیه بیکارن . . .


تاریخ : پنج‌شنبه 23 مهر 1394
بازدید : 1578
نویسنده : thef

تا حالا میدونستین بلبل انگلیسی صحبت میکنه ؟!

منم نمیدونستم امروز همراه اول پیام داده که

اگه میخواین مثل بلبل انگلیسی صحبت کنید عدد۱را ۲۰۷۱ ارسال کنید !

منم از اینجا متوجه شدم


تاریخ : پنج‌شنبه 23 مهر 1394
بازدید : 1577
نویسنده : thef

الان دیگه ملاک ازدواج،

پول نیست!!!!!!

همینکه طرف,

گوشیش از این ساده ها باشه

یعنی ادم زندگیه!!!!


تاریخ : پنج‌شنبه 23 مهر 1394
بازدید : 1541
نویسنده : thef

مورد داشتیم طرف با یکی تصادف کرده . . .

تو تصادف هیچکدوم چیزیشون نشد ، بعد

پیاده شدن همدیگرو مث سگ زدن ، راهی بیمارستان شدن


تاریخ : پنج‌شنبه 23 مهر 1394
بازدید : 1506
نویسنده : thef


حتی اگه کسی بهت بدی کرد بازم هیچ وقت قلبش رو نشکون…!! 

چون فقط یه قلب داره…!! 

بزن دندوناشو بشکن که 32 تا داره لامصب…!!


تاریخ : پنج‌شنبه 23 مهر 1394
بازدید : 1546
نویسنده : thef

دیروز رفتم نمایشگاه یدونه مازراتی دیدم خوشم اومد؛

این ماه حقوقمو بگیرم.
.
.
.
.
ی آژانس میگیرم میرم دوباره میبینمش!!!


تاریخ : جمعه 14 فروردین 1394
بازدید : 2683
نویسنده : thef

من برعکس همه
پشت خنده هام ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ممه
.
خنده خودمه دوس دارم پشتش ممه باشه به کسی چه !!!!!


تاریخ : دوشنبه 10 فروردین 1394
بازدید : 1199
نویسنده : thef

جوکهای جدید آخر سال 93

جوک پایان سال 93 

یکی از دلایلی که تا حالا من ازدواج نکردم اینه که 
.
.
.
.
.
.
.
.
دلم میسوزه واسه اون بچه ای که من قراره تربیتش کنم :|

 

مورد داشتیم دختره رفته نونوایی، رفته تو صفه یه دونه ای , بعد نوبتش که شده گفته سه تا میخوام. شاطر بهش گفته پس چرا تو این صف وایسادی؟
دختره گفته آخه من یه دونه ام, نه داداش دارم نه خواهر
.
.
.
.
.
.
میگن شاطره رو خودش کنجد پاشیده و پریده توى تنور!

 

 

اونجا که شاعر میگه



پنجره ها رو وا کن
عشقو بیار به خونه
این نشون از یه رابطه‌ی پنهانیِ خاک برسری میده
وگرنه چرا پنجره !؟؟
خوب مثل آدم درو واکنه بیاد تو!!!!!!!

 


تاریخ : دوشنبه 10 فروردین 1394
بازدید : 1113
نویسنده : thef

جوک جدید

 

مرد جوان وارد طلافروشی شد و حلقه‌ای را انتخاب کرد. طلا فروش پرسید: «آیا می‌خواهید داخل حلقه نوشته‌ای حک شود؟»
مرد جوان گفت: «بله، لطفاً حک شود: تقدیم به عزیزترینم، آلیس
طلافروش پرسید: «آلیس خواهر شماست؟»
مرد گفت: «نه او دختری است که قرار است با هم نامزدشویم
طلافروش گفت: «من اگر جای شما بودم این را داخل حلقه نمی‌نوشتم. اگر نظر شما یا او عوض شود دیگر نمی‌توانید از این حلقه استفاده کنید
مرد گفت: «پیشنهاد شما چیست؟»
طلافروش گفت: «این را تقدیم می‌کنم: به اولین و آخرین عشقم. با این کار شما می‌توانید از این حلقه بارها استفاده کنید. من خودم هم همین کار را کردم!!»

 

مردها موجودات خیلی خطرناکیند
،

،
اما لازمه یکیشونو داشته باشی تا
از بقیه در امان بمونی
یه چی تو مایه های واکسیناسیونه

 

مامانم اومده میگه
سرویس بهداشتی رو الان جرم گیری کردم و برقش انداختم
ببینم یه نفر رفته دسشویی قلم پاشو می شکنم

هیچی دیگه
داریم الان دسته جمعی از توالت مسجد محل برمیگردیم

 

از حموم اومدم بیرون...
اومدم برقو خاموش کنم برق گرفتتم
واسه مادر بزرگم تعریف کردم
یه دقیقه فکر کرد بعد میگه:
برقم برقای قدیم...
میگرفت درجا طرفو خشک میکرد...!!!
یعنی محبت میچکه ازشون

 

 

به شکمم دست کشیدم وگفتم:راحتیا ...
من کار میکنم تو میخوری ...
اونم بهم گفت:ناراحتی؟؟؟
میخوای من کار کنم
تو بخوری ؟؟!! ...
جوابش کمرمو شکوند .
از من به شما نصیحت
اصلا با شکمتون دهن به دهن نشین..

 

مصاحبه یک زن نمونه :
من به شخصه بیشتر موفقیت های زندگیم رو مدیون خانواده شوهرم هستم!
.
..
..
.
.
.
.
همه تلاشمو کردم تا چششون درررررادددد

 

نوشته شده در سالن های ورزشی ژاپن :
"
قهرمانان، مادرزاد به دنیا نیامده اند، بلکه با تمرین و پشتکار به قهرمانی رسیده‌اند... "
.
.
.
.
.
.
.
.
نوشته شده در سالن های ورزشی ایران :
"
مواظب وسایل شخصی خودباشید "

 

 

ﯾﺎﺭﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻭﻥ ﺗﺠﺮﯾﺶ ﺑﻪ ﺗﺎﻛﺴﯽ ﻣﯿﮕﻪ :
٢ﻗﺪﻡ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ...
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﺎ ﻛﺠﺎ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﻮﭘﺨﻮﻧﻪ!
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻛﺮﺍﻳﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﻙ ﻭﻟﻰ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﻧﺪﺍﺭ خشتکت ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯿﺸﻪ !!...

 

 

  •    

تاریخ : دوشنبه 10 فروردین 1394
بازدید : 1217
نویسنده : thef

جوک باحال اسفند 93

 

 

 

مجری: فامیل دور بالاخره از عروسی برگشتین؟

فامیل: آقای مجری خراب شد!

مجری: ای بابا رفتین اونجا چی رو خراب کردین!؟

فامیل: چیزی خراب نشد،میگم خر آب شد رفت تو زمین! هرچی میگردیم پیداش نمیکنیم!

مجری: جیگر گم شده!؟ خب زنگ بزنین به پلیس 110!

فامیل: زنگ زدیم،برگشت پرسید آخرین بار خرتون رو کجا دیدین؟ من گفتم وسط مجلس! اونم گفت شمارتو میدم پیگیری کنن بیان پدرتو دربیارن!

مجری: ای وای بدبخت شدیم!

فامیل: نترس آقای مجری خودم دوباره زنگ زدم بهشون درستش کردم

مجری: گفتی منظورم مجلس عروسی بود؟

فامیل: نه بابا گفتم "خر ما داشت وسط مجلس سخنرانی میکرد" که یه وقت اگه پیداش کردن بخاطر رقصیدن بهش گیر ندن!!"

ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ

ﻧﻤﻜﺪﻭﻧﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﭽﻮﻧﺪﻧﻴﺎ ﺑﻮﺩ

ﻫﻲ ﺗﻜﻮﻧﺶ ﻣﻴﺪﺍﺩ، ﻧﻤﻚ ﻧﻤﻴﻮﻣﺪ،

ﺧﻴﻠﻲ ﺁﺭﻭﻡ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﭙﻴﭽﻮﻧﺶ

ﺍﻭﻧﻢ ﺍﻭﻝ ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﺵ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻧﻤﻜﺪﻭﻧﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﻛﻴﻔﺶ .

.

.

.

ﻫﻴﭽﻲ ﺩﻳﮕﻪ، ﺻﺎﺣﺐ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻛﻪ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﻛﺮﺩ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻓﺮﻭﺷﻲ ﺯﺩ

 

 

ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺍﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ: 

ﺑﻪ ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﻣﻴﮕﻦ: 

ﮐﺴﻲ ﺍﺫﻳﻴﺘﺖ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﮕﻮ! 

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﻪ: 

ﻋﺰﻳﺰﻡ ﻳﮑﻲ ﺍﺫﻳﺘﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻓﺤﺸﻢ ﺩﺍﺩﻩ! 

ﭘﺴﺮﻩ ﻣﻴﮕﻪ: 

ﻭﻟﺸﻮﻥ ﮐﻦ ﮔﻠﻢ، ﻣﺮﻳﻀﻦ...!!! 

 

 

 

تف به این تنهایی که داره با اینترنت پر میشه.!

.

.

.

.

لایک نکردی هم نکردی...ولی تف یادت نره!

 

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺮﮐﺰ ﺧﻮﻥ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﺧﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ 

 

ﺩﻭ ﮐﯿﺴﻪ ﺧﻮﻥ ﺑِﻬﻢ ﺯﺩﻥ، ﺗﺎ ﺑِﻪ ﻫﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻡ. 

 

 

 

به بابام زنگ زدم میگم: تصادف کردم الان بیمارستانم. 

میگه: خب حالا یه دونه از جون هات کم شد. 

هنوز مونده تا گیم اُوِر شی از دستت راحت شیم :|

فکر کنم منو از تو سطل ماست پیدا کردن!!! :|

 

 

مورد داشتیم دختره از بى خاستگارى دس کرده تو پریزه برق خودکشى کنه

.

.

.

.

.

میگن حتى برقم حاضر نشده برگیرتش 

 

 

یارو ﺗـﻮ ﺧﯿـﺎﺑـﻮﻥ ﺑـﺪﻭ ﺑـﺪﻭ ﺍﻭﻣـﺪ ﺳﻤﺘﻢ ﯾﻘﻤﻮ ﮔﺮﻓﺖ ﮔﻔﺖی:

ﻣﺮﺗـﯿﮑﻪ ﺑﺎ ﺯﻥ ﻣﻦ ﭼﯿﮑـﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ؟

ﻣﻨـﻢ ﻫﻨـﮓ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮔﻔـﺘﻢ ﻫﯿﭽـﯽ ﺑﺨﺪﺍ

ﮔـﻔﺖ : ﻧﻤـﯿﺘﻮﻧﯽ ﺍﻡ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷـﯽ!

ﭼﻮﻥ ﻣـﻦ ﺍﺻـﻸ ﺯﻥ ﻧـﺪﺍﺭﻡ !

ﺑـﻌﺪ ﯾﮑﻢ ﻣﺜﻞ ﺍﺳـﺐ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﺭﻓـﺖ

ﺑﻌﺪ ﻣﯿﮕﻦ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺭﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ !!!

 

 

ﯾﺎﺭﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻭﻥ ﺗﺠﺮﯾﺶ ﺑﻪ ﺗﺎﻛﺴﯽ ﻣﯿﮕﻪ :

٢ ﻗﺪﻡ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ...

ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﺎ ﻛﺠﺎ؟

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﻮﭘﺨﻮﻧﻪ!

ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ :

ﻛﺮﺍﻳﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﻙ ﻭﻟﻰ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﻧﺪﺍﺭ خشتکت ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯿﺸﻪ !!...

 

 

 

مورد داشتیم طرف با یکی تصادف کرده . . .

تو تصادف هیچکدوم چیزیشون نشد ، بعد

.

.

.

.

.

.

.

پیاده شدن همدیگرو مث سگ زدن ، راهی بیمارستان شدن 

 

 

علم بهتر است یا خانه تکانی ؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

هوررررررررا

بالاخره علم برنده شد ... 

 

 

ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯽ ﺗﻨﺘﻪ

ﯾﻪ ﺭﺏ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﺗﺎ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ ﺑﻌﺪﺵ ﮔﻔﺖ

ﯾﻪ ﺗﺎﭖ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﺑﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﺳﻔﯿﺪ

ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﻘﺪ ﻃﻮﻟﺶ ﺩﺍﺩﯼ

ﮔﻔﺖ ﺍﻭﻥ ﻟﺒﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻢ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﻓﺘﻢ ﻋﻮﺿﺶ ﮐﺮﺩﻡ.

 


دوست عزیز و محترم خسته نباشید: به وبلاگ من خوش امدید لطفا جوک های خنده دار خود را به شماره ی 09380011917 ارسال نمایید به اعضا ی این وبلاگ به رایگان هدیه ای نا قابل ارسال می گردد این هدیه شامل یک شارز 1000 تومانی است طرز تبادل لینک : ابتدا ما رو با نام گروه جوک یا جوک یا جوکستان لینک کنید بعد به ما خبر دهید شما رو با چه اسمی لینک کنیم

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران